X
تبلیغات
وکیل جرایم سایبری
باران
این پایگاه صرفا جنبه یک دفتر خاطرات الکترونیکی که تمامی ابعاد خاطرات را در برنمیگیرد را دارد و تنها اوراقی را به یادگار میگذارم
 
نوشته شده در تاریخ جمعه 28 آبان‌ماه سال 1389 توسط محمد معین امیرمجاهدی | 5 نظر

وقتی که آسمان شبه درد میشود

حتی نگاه پنجره دلسرد میشود

 

شهری شلوغ  سمت خیابان و کوچه هاش

لبریز ازدحام زن و مرد میشود

 

ما مانده ایم گوشه خانه ز بیم دزد

دل ها برهنه،دست هوا سرد میشود

 

چشمان قاصدک به دلم خیره ماند و رفت

او هم ز داغ عاطفه شبگرد میشود

 

میترسم عاقبت به تبی مبتلا شود

روحش میان راه پر از گرد میشود

 

قلبش شکسته است در این کوچه رازقی

دردش نهفته، رنگ رخش زرد میشود

 

هر کس برای او غزلی ساده خواند و رفت

شب ها ندیم او غم نامرد میشود

 

پای گدای کوچه قلبم شکسته است

فکر عبور،از غزلش طرد میشود

 

گفتم حذر، حذر که دلم داغ و زخمی است

جنگی که قلب واهمه می کرد، میشود

بارن

نوشته شده در تاریخ دوشنبه 24 آبان‌ماه سال 1389 توسط محمد معین امیرمجاهدی | 3 نظر

من قایقم شکسته امانم نمیدهی!

 

بهر گریختن که زمانم نمیدهی!

 

درگیر آتشم و تنم ملتهب ز درد

  

راه گریز را که نشانم نمیدهی!

 

ازبس که حرفهای دلم در سکوت ماند

 

پژمرده حرفهام و زبانم نمیدهی!

 

گویی شکست عهد تو با قلب خسته ام

 

دیگر شکسته ام ز چه جانم نمیدهی!

 

آواره ام میان خیالت ولی دریغ

 

در کنج خاطرت که مکانم نمیدهی!

 

بغضم گرفت راه خیالات هرزه گرد

 

جز اشک وآه ،رود روانم نمیدهی!

 

ای موج لعنتی بشکن قایق مرا

 

وقتی مجال آه و فغانم نمیدهی.

 باران

نوشته شده در تاریخ یکشنبه 23 آبان‌ماه سال 1389 توسط محمد معین امیرمجاهدی | 1 نظر

نوشته ای که سه سال قبل نگاشته شد!

 

این روزها دوباره در هوای قیصرم

 

و هنوز بر این باور که:

 

ناگهان چه قدر زود دیر می شود!!!

 

 

 

 

در رثای قیصر

 

از او

 

با او

 

برای او 

===========

 

 



ادامه مطلب...
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 12 آبان‌ماه سال 1389 توسط محمد معین امیرمجاهدی | 5 نظر

دیشب باران قرار با پنجره داشت
روبوسی آبدار با پنجره داشت
یک ریز به گوش پنجره پچ پچ کرد
 چک چک چکار با پنجره داشت  

قیصر

واقعتش دیشب خیلی دلم گرفته بودو... .  

۱۳۸۹/۰۸/۱۲

نوشته شده در تاریخ سه‌شنبه 11 آبان‌ماه سال 1389 توسط محمد معین امیرمجاهدی | 2 نظر

پاییز رسید و بر سرم باران ریخت
بر روی کتاب و دفترم باران ریخت
دارم به تو می رسم - به آغاز خودم -
ابــــر آمد و روی باورم باران ریخت  

۱۳۸۹/۰۸/۱۱ 

 

VPN price

قالب وبلاگ


دانلود آهنگ جدید