X
تبلیغات
پیکوفایل
رایتل
باران
این پایگاه صرفا جنبه یک دفتر خاطرات الکترونیکی که تمامی ابعاد خاطرات را در برنمیگیرد را دارد و تنها اوراقی را به یادگار میگذارم
 
نوشته شده در تاریخ سه‌شنبه 8 تیر‌ماه سال 1389 توسط محمد معین امیرمجاهدی | 2 نظر

                                                  " گفتن حرف"

 

من نه آنم که به لب یا به سخن

 

گویمت  حرف  دلم  را به  قلم

 

همه خوانند مرا عشق سخن

 

چه کنم گر نتوانم که بگویم خللم

 

دوست کندم مسخره و مضحک و اسب

 

که چرا پای ز راهت برهاندی و شدی واله و مست

 

باکمی دشنه زنی،اندکی نان ونمک دادمش پاسخ دندان  

 

شکنک

 

راز گل کردن من خون جگر خوردن بود

 

از درآمیختن شادی و غم دلتنگم

 

نشد از یار برم خاطره ی دوری را

 

تو ببخشای بر این کلبه ی غمناک فلک

 

حال که کردم همه توصیف و بیان دل را

 

اندکی رحم بفرما و نشین بر سر جوی

 

بر سر جوی نه از آن بهر که بینی گذر عمر

 

بر سر جوی که بینی رخ زیبای خودت را در آب

 

در کنار گل رویت اندکی اندیشه کن

 

که سزاوار تو هستم که بیفتم در کنارت در آب؟

 

حرف دل را در کنار قافیه اندازه کن ،

 

خود ببین آیا مساوی شود این معدله بی چون و جواب؟

 

2/3/1389 

 

"باران"

VPN price

قالب وبلاگ


دانلود آهنگ جدید