X
تبلیغات
وکیل جرایم سایبری
باران
این پایگاه صرفا جنبه یک دفتر خاطرات الکترونیکی که تمامی ابعاد خاطرات را در برنمیگیرد را دارد و تنها اوراقی را به یادگار میگذارم
 
نوشته شده در تاریخ شنبه 12 تیر‌ماه سال 1389 توسط محمد معین امیرمجاهدی | 13 نظر

 

رفتی و دل از خانه و کاشانه بریدی          بعد از تو شکستیم و صدایی نشنیدی

 

فصلی که دلم یاد تو را مرثیه جوشید        قدر نفسی، عطر حضوری نوزیدی

 

بی تابی این فاصله را چله نشستیم         تا سر زند از جانب تو نور امیدی

 

تو مرد خدا بودی و شیدای ولایت              شوریدی و تا سدره افلاک پریدی

 

مجنون شمیم تن تو خاک خدا شد          آن دم که سپردیم و دم خاک چشیدی

 

رفتی و دلم باز شده تنگ لقایت             بعد از تو شکستیم وصدایی نشنیدی

 

باران رای تو بارید.؛فاتحه؛

نوشته شده در تاریخ سه‌شنبه 8 تیر‌ماه سال 1389 توسط محمد معین امیرمجاهدی | 6 نظر

"باران"

"درد دل تنهایی در بیکران وادی شیدایی"

 

بی من مرو.....

ا 

ز بهر تو ،دیدار غم ،گاهی صدور می کند

 

هر دشنه ای در قلب من، گاهی فرو می کند

 

در چشم من، در نام تو،باران بلور می کند

 

در یاد تو،در ذهن من،برقی ظهور می کند

 

بی من مرو.....

 

ای کام من در کام تو،دیرینه یادت طوُر*من

 

در راه تو،زیبنده تر ،گاهی عبور می کند

 

زیبنده تر در دام تو،سیمین ترین دلدار من

 

از حبس خود در دام تو، گاهی سُرور می کند

 

 بی من مرو.....

 

آن غمزه ی آرام تو،در چشم بی آرام من

 

شوری دگر می افکند،در این دل بیمار من

 

وقتی نگاهت می کنم ،از دور دستی آشنا

 

در چانه ی زیبای تو،گاهی ستون می کند

 

بی من مرو.....

 

ازاین همه اندیشه ها،وین گفته ها و دیده ها

 

این قلب بیمار مرا ،سرد و نمور می کند

 

آوای تو،رخسار تو،آن راه وآن کردار تو

 

چشمان و این روح مرا،پاک و طهور می کند

 

بی من مرو.....

 

آن چهر بی اشکال تو،زیبای موعود خدا

 

اسطوره ی ایران من،از نزد من دوری مکن

 

پرده بیفکن تا که ما،از هجر تو فارغ شویم

 

 تا جان ما در مجلست،گاهی ظهور می کند*

 

بی من مرو.....

 

آن خنده های بی دلیل،راهی بر این بی راهگی است

 

از این همه رفتار تو،گاهی قصور می کند

 

قاصر منم،هشیار من،از بس که دور می کنم

 

دور ی به پایان می رسد،گر گوییم "آری" بس است                     

 

بی من مرو.....

 

بازهم ادامه دارد این ،طالب شوی دیگر زمان

 

در وزن این "مستفعلن"،مبقی* ظهور می کند

 

بی من مرو......                                            "باران"

.................................................................................................................... 

*طور:کوه طور که در آنجا خدا بر حضرت موسی جلوه گر شد.

 

*حضور می کند:در اینجا "حضور پیدا کند".

 

*مبقی:ما بقی،ادامه،بقیه.

 

تاریخ:12\2\1389

نوشته شده در تاریخ سه‌شنبه 8 تیر‌ماه سال 1389 توسط محمد معین امیرمجاهدی | 2 نظر

                                                  " گفتن حرف"

 

من نه آنم که به لب یا به سخن

 

گویمت  حرف  دلم  را به  قلم

 

همه خوانند مرا عشق سخن

 

چه کنم گر نتوانم که بگویم خللم

 

دوست کندم مسخره و مضحک و اسب

 

که چرا پای ز راهت برهاندی و شدی واله و مست

 

باکمی دشنه زنی،اندکی نان ونمک دادمش پاسخ دندان  

 

شکنک

 

راز گل کردن من خون جگر خوردن بود

 

از درآمیختن شادی و غم دلتنگم

 

نشد از یار برم خاطره ی دوری را

 

تو ببخشای بر این کلبه ی غمناک فلک

 

حال که کردم همه توصیف و بیان دل را

 

اندکی رحم بفرما و نشین بر سر جوی

 

بر سر جوی نه از آن بهر که بینی گذر عمر

 

بر سر جوی که بینی رخ زیبای خودت را در آب

 

در کنار گل رویت اندکی اندیشه کن

 

که سزاوار تو هستم که بیفتم در کنارت در آب؟

 

حرف دل را در کنار قافیه اندازه کن ،

 

خود ببین آیا مساوی شود این معدله بی چون و جواب؟

 

2/3/1389 

 

"باران"

نوشته شده در تاریخ سه‌شنبه 8 تیر‌ماه سال 1389 توسط محمد معین امیرمجاهدی | 2 نظر

 وقتی که تو رفتی:

 

 وقتی که تو رفتی خورشید نمرده
 

 دریا و بیابان خدا دست نخورده
 

 وقتی که تو رفتی، قلبی نشکسته
 

 اشکم نشده سیل و مرا سیل نبرده
 

  وقتی که تو رفتی
 

 انگار نه انگار که از تو اثری بود
 

 انگار نه انگار که بیدادگری بود
 

 انگار نه انگار که عشقی به سری بود
 

 انگار نه انگار که در دل شرری بود
 

 وقتی که تو رفتی
 

 انگار که عشقی به دلی نطفه نبسته
 

 انگار که مستیم و سبویی نشکسته
 

 انگار که عمری بر باد نرفته
 

 انگار که در دل امیدی ننشسته
 

  وقتی که تو رفتی، چشم من خسته، بی خواب نمانده
  وقتی که تو رفتی، در سینه دل من، بی تاب نمانده

VPN price

قالب وبلاگ


دانلود آهنگ جدید